| شـــــهرنمــــا | روزانـــــــه های | مکــــاتبـــــات | سبــــزواریهــا | ساخت و تولید |
| مسـایل آموزشی | واگــویه هـا | درخواستهای شما | فتوبلاگ |
امروز هنگام مراجعه به شهرداری در ورودی سالن اصلی متوجه میز و صندلی جدیدی شدم که یکی از همکاران فرهنگی خود را هم پشت آن در حال مصاحبه و پرسشگری دیدم . کنجکاوانه سلام و احوالپرسی و علت حضور و دلیل آن میز و صندلی را پرسیدم که ایشان کارت نصب شده بر روی سینه خودکه آرم وزارت کشور برآن بود را اشاره کرد و فرمود برای بحث تکریم ارباب رجوع و پرسش از میزان رضایت مندی مراجعین این جا نشسته ایم . بسیار خوشحال شدم که بالاخره بعداز این همه توصیه و تاکید بر تکریم ( که اذعان دارم سودی نداشته ) اینک قرار است اتفاقی خوش بیافتد .
می دانیم که بحث تکریم ارباب رجوع هر از گاهی در اداراتی که تماس مستقیم با مردم دارند مطرح میشود و چندی ادامه دارد و به آهستگی کمرنگ و به فراموشی سپرده میشود تا گاه و فرصت بعدی که یادمان یا یادشان بیاید که ارباب رجوع هم حق و حقوقی دارد و اصلا از قبل اوست که ما پشت این میزها نشسته ایم و این چنین حکم میرانیم .
جالب تر آنکه هر گاه صحبت از تکریم و آنهم تکریم ارباب! رجوع می شود به گذاشتن چند صندلی در راهروها و احتمالا یک آب سرد کن و ....... این اواخر نصب دستگاه گردگیر کفش ( که شده است نماد تکریم ! ) بسنده میشود و نهایتا در بعضی از ادارات فرم هایی در همین رابطه توزیع و ....... ولی آنچه بایستی اتفاق بیافتد ، نمی افتد و مردم هر روز گلایه مندتر از نحوه برخورد ، امروز فردا کردن ها ، اشتباهات پرسنل ، عدم پاسخگویی وحضور مسئولان دوایر ، نبود وحدت رویه و تبعیض و از این دست مواردی که به این انتقادات بجای مراجعین دامن میزند ، میشوند .
بحث تکریم و چگونگی آن دارای ابعاد مختلفی است که بخش عمده آن به اخلاق اجتماعی و رفتار فی مابین انسانها و سهم کوچکی از آن به مسایل سخت افزاری ( صندلی راحت و کولر و اب سردکن و..... ) مربوط میشود و یقینا رفتارها اثر متقابل بر هم دارند . ارباب رجوع حق دارد که مورد تکریم و احترام باشد و کارمند هم متقابلا حق دارد که به جایگاهش احترام گذاشته شود (که شاهدیم در مواردی مورد غفلت قرار میگیرد ) .
امروز نبایستی نگاه یک سویه به بحث تکریم داشت و لازم است به عوامل اثرگذار بر آن ( چه مثبت و چه منفی ) هم اندیشید . ایجاد انگیزه خدمت در پرسنل با توجه به مسایل معیشتی ، به خدمت گرفتن فن آوری های نوین در جهت فراهم نمودن امکان انجام کارها با سرعت بیشتر و تماس کمتر ( مثلا سامانه ای که اخیرا در بانکها نصب شده و با دادن نوبت از میزان درگیری ها و دلگیری ها کاسته است ) ، نظارت مستمر مسئولان مافوق بر رفتار پرسنل ، جابجایی دوره ای پرسنلی که در تماس مستقیم و تکراری با مراجعین هستند ، تشکیل دوره ها و کارگاه های آموزشی متناسب با مسئولیت پرسنل ، لحاظ سختی کار کارمندانی که ارباب رجوع زیادی دارند ( مثل کاهش ساعت کار و . . ) و نهایتا برخورد قانونی با افرادیکه نارضایتی ارباب رجوع را باعث میشوند .
در این میان شهرداری سبزوار که از لحاظ درجه اکنون در ردیف شهرداری های مراکز استان است و روز به روز بر مراجعین آن ( به دلایل مختلف ) افزوده میشود ، وظیفه خظیر تکریم را بصورت عملی بایستی سرلوحه همه خدمات و وجهه همت خود قرار دهد که با شناختی که از ساختار سازمانی شهرداری پیدا کرده ام توصیه هایی به شرح زیر دارم .
- تشکیل ستاد تکریم و تدوین منشور اخلاقی ( با تاکید بر اصل مشتری مداری )
- ایجاد سامانه گویا برای پاسخگویی به سوالات عمومی شهروندان .
- فعال نمودم پورتال جامع شهرداری جهت اخذ اطلاعات ضروری و اولیه توسط شهروندان .
- فعال نمودن سامانه 137 برای دریافت نطرات و پیشنهادات و شکایات مردم .
- نصب کیوسک های اطلاع رسانی در شهرداری و شهرداری های مناطق .
- اجراء اتوماسیون اداری به جهت سرعت و نیز یکنواختی ارائه خدمات و عدم امکان تبعیض
- چاپ بروشور و پمفلت هایی برای راهنمایی مراجعین جهت دریافت خدمات شهرداری همچون چگونگی و مراحل اخذ پروانه ساختمان و . . . . بهمراه فلوچارت ( مسیر جریان کار ) ارائه خدمات .
- تقویت ( واحد اطلاعات ) با بکارگیری افراد متخصص و دارای روابط عمومی قوی در ورودی .
- نصب دستگاه و سامانه نوبت دهی مراجعین .
- استفاده بهینه از امکانات ارتباطی جدید با مخاطبین همچون " پیامک " .
- نصب صندوق مکاتبات مستقیم شهروندان و مراجعین با شهردار و شورای شهر .
- برون سپاری اموری چون پرداخت عوارض ها و دریافت پروانه و . . . به دفاتر خدماتی .
- تقویت واحد روابط عمومی
- اعلام دستور العمل های جدید با نصب در تابلو اعلانات برای اطلاع عموم .
- نصب تابلو مشخصات مسئولین و ذکر نوع مسئولیت ایشان بر درب وردی دوایر .
- نطر سنجی دوره ای و بازخورد گیری از فعالیت های جاری در شهرداری و انتقال آن به مسئولین .
و بسیاری دیگر که انجام هریک از انها گامی است در جهت تکریم انسانها و ترویج انسانیت و صد البته رضایت الهی . انشاا...( بسیار مایلم که از نظرات شما عزیزان در همین رابطه بهره مند گردم )
علیرغم همه ایکاش و اما و اگرهایی که بویژه در چندماهه اخیر در خصوص فضای اطلاع رسانی نه چندان مطلوب جامعه خود داشته و دارم و همچنین چراهای بی جواب مانده آن ، روز خبرنگار را چون روزهای معنوی دیگر همچون روز معلم ( که خود افتخار این خدمت را داشته ام ) میدانم و برای این روز احترامی خاص قائلم . چرا که خبرنگاران ، روزنامه نگاران و گزارشگران چنانچه به رسالت خویش واقف و صداقت و امانتداری همراه با تخصص حرفه ای را واجد باشند بخوبی یک معلم میتوانند در بهبود شاخص های فرهنگی جامعه خویش موثر باشند و با رعایت بی طرفی و نیافتادن به دام گزافه نویسی با پرهیز از جنجال آفرینی ، اعتماد لازم بین خود و منابع خبری و مخاطبان را که لازمه این عرصه دشوار است را کسب نموده و با رعایت قوانین و حفظ حریم ها و نیز آگاهی از حساسیت های زمانی ، جایگاه و حرمت حرفه ای خویش را ارتقاء بخشند . که اگر چنین باشد و یا بشود ، آنگاه است که قدر خبرنگار در جامعه افزون میگردد و این حرفه سخت منزلت و اعتبار ارزشمند اجتماعی خود را آنگونه که شایسته است می یابد .
به امید آن روز ، این روز را همراه شما گرامی میداریم
وظیفه خود میدانم از طرف خود و به نمایندگی از شهروندان عزیز سبزواری روز خبرنگار را به تمامی دست اندرکاران این عرصه اعم از خبرنگاران ، روزنامه نگاران ، گزارشگران و نویسندگان ، عکاسان و تصویر برداران خبری ، تبریک عرض نمایم و توفیق روزافزونشان را از درگاه ایزد منان مسئلت نمایم . موفق باشید . انشاا...
کاشی کاری کتیــبه ایوان حـــرم حضـرت علــی (ع) در نجف

سپاس
سپاسی نه به نقد عمر تو
فقط به قدر یک روز ،
روز معلم
روز معلم را بسیار گرامی بداریم و میداریم
در پاسخ به نطر آقای " امیر " در رابطه با تخریب خانه مسلم بایستی عرض کنم در پی گیری که قبلا و در هنگام همین اتفاقات داشتم بنا به اظهارات ریاست میراث فرهنگی بنای " خانه مسلم " جزء خانه های ثبت شده در فهرست میراث فرهنگی بوده است ولیکن اخیرا با پی گیری مالکان ، از فهرست آثار خارج شده !ست !! و هم اینک اداره میراث سبزوار قانونا نمبتواند ادعایی بر آنها و رفتار مالکانه مالکان داشته باشد .
این چنین بود بنای " خانه اسکویی " . واین قصه ادامه خواهد داشت اگر عزمی همه جانبه و به سکانداری اداره میراث جزم نگردد .
ولیکن نظر بنده بعنوان یک حامی حفظ مواریث فرهنگی و معنوی این است که فقط با ثبت این گونه آثار و جلوگیری از هرگونه اقدام توسط مالکان و بخصوص این که عمده انها با گذشت زمان اینک تعلق به وراث متعدد دارند ، لازم است ولی کافی نیست ، چرا که تنها کاری که مالکان میتوانند بکنند و عمدتا هم همین کار را میکنند عدم جلوگیری از فرسایش و تخریب بر اثر گذر زمان و عوامل طبیعی و بی تفاوتی در برابر آن و عدم تعمیر است که که این خود بخود به تخریب این آثار ارزشمند منتهی میشود و نتیجه باز هم از دست رفتن این اسناد افتخار است .
ناگفته نماند که تمام مسایل گفته شده فوق را بنده در جلسات متعدد و مرتبط با موضوع ، مطرح نموده ام و حتی برای کمک موثر شورا و شهرداری قول همکاری داده ام ولی عملا استقبال نشده و موثر نیافتاده است فی المثل اشاره میکنم به اعلام آمادگی شورا ( در سه سال قبل ) برای پیشنهاد به شهرداری جهت خرید خانه قدیمی و منحصر به سبزوار موسوم به " خانه عظیمیان " که به عهد تیموری تعلق دارد . و یا اختصاص 50 میلیون تومان اعتبار برای بازسازی یخدان های قدیمی ( در دو سال قبل ) که یا بدلیل عدم موافقت مالکان و یا وجود مقررات دست وپا گیر میراث ، راه به جایی نبرد .
البته و اگر منصفانه به این قضایا نگاه کنیم نمونه هایی هم از نتایج خوب تعامل و همکاری در سبزوار سراغ داریم مثلا همین آرامگاه بقراط التولیه که سالها در انزوا و عدم دید و شناخت همشهریان سبزواری مان بود که خود شاهدم اگر نبود همکاری و تعامل ادرات آموزش و پرورش و میراٍث فرهنگی در واگذاری زمین حاشیه خیابان و تایید و تاکید فرمانداری بر لزوم بازگشایی مسیر دسترسی ، همراهی و همسویی شورای شهر با این ضرورت ، پرداختن هر از گاه رسانه ها و جراید محلی و پی جویی آنها و از همه مهمتر سرمایه گذاری شهرداری برای بازسازی ، اینک شاهد بروز و خودنمایی این اثر تاریخی نبودیم .
یادم هست سال قبل در بازدیدی که از شهرکاشان داشتیم از چند خانه قدیمی چون خانه بروجردیها، خانه عامریها، خانه عباسیان،خانه احسان،خانه شریفیان، . . . . و چند حمام قدیمی چون حمام ملاقطب، حمام عبدالرزاق خان، حمام میرعماد و . . . داشتیم ، آنچه باعث تاسف بود و البته هست و شاید هم روزی باعث حسرت شود این است که همان خانه ها و حمام ها عینا و با همان قدمت و معماری در سبزوار موجودند و قوانین کشور هم در این خصوص که یقینا در تمام کشور بایستی یکسان جاری باشد . حال چگونه است که در شهر کاشان آنچنان به این آثار بها داده شده و مرمت شده اند که دارای جاذبه گردشگری شده و می بایستی ورودی بپردازیم و از آن بازدید کنیم و در سبزوار آنقدر به آن بی اعتناییم و بها نمی دهیم که یا خود تخریب میشوند و یا خودمان انها را تخریب مینماییم .
با توجه به روند فعلی و ادعای نبود بودجه کافی میراث فرهنگی برای تملک و بازسازی ، یک راه حل به نظر من میرسد و آن اینکه از بین ده ها خانه و اثر ثبت شده و طبیعتا در حال فرسایش موجود ، چند خانه و اثر قدیمی مهمتر شتاسایی و از آثار کم اهمیت تر در قبال در یافت حقوقی که قابل تعریف است رفع محدودیت و به مالکان واگذار و از محل دریافت این حقوق که مالکان هم با کمال میل می پردازند به تملیک و تعمیر و بازسازی آثار انتخاب شده پرداخت چرا که " یک ده آباد به از صد شهر خراب "
شهر دلتان آباد




